از یه طرف خوشحالم از یه طرف مثل سگ میترسم ، نمیدونم چرا ولی استرس دارم
بدبختی های زیادی دارم که باید بهشون برسم تاقبل رفتنم .
امیدوارم خوابگاه باادمای خوبی باشم .
هرچقد فکرکردم این حقوقی که اموزش وپرورش بهم میده رو نمیتونم پس انداز کنم درکل باید خرج کنم :/ خدایا چجوری واقعا سرمایه جمع کنم ، T - T
+این چندماه بی نظم ترین ادم کره زمین بودم ، هیچکاری نکردم ، کاش تواین مدت بیشترکارمیکردم ، نمیدونم ازخودم زیاد انتظاردارم یا واقعا باید بیشترکارمیکردم
+ کاش صاحب کار تابستونم پولمو بده :/ بابا لازم دارم پولمو ، اون وقتی که میرفتم حمالی از صبح تا بعدازظهر دیوار مدرسه هارو رنگ میکردم تحویلم میگرفت حالا که رسیده به پول دادن خبری ازشون نیست . فاک
+ باید دوباره برم باشگاه ، تادوباره چاق نشدم , کلا خیلی مشکل دارم
+ مشکل عمده ام اینه که کسایی که من روشون کراش ندارم فکرمیکنن روشون کراش دارم . فاک
+فاک اخر
پ.ن : شاید باید برنامه هامو اینجا بنویسم که یکم ازخودم خجالت بکشم
ولی وبلاگم فول اف شت میشه (نه که الان نیست )
یک وبلاگ دیگه ای یه دوره زدم ولی رمزو حتی ادرسشو یادم نمیاد ، دراین حد احمقم بایدیکی دیگه بزنم :(
+ یه وبلاگ جدید زدم برا روزانه هام ، هیچکس براش جز خودم وفاطمه اهمیتی نداره ولی درکل ادرسشو میذارم
http://mahnazdailylife.blogfa.com
دست نوشته های معمولی...
ما را در سایت دست نوشته های معمولی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 57