
میدونی فاطمه امروز داشتم به چی فکرمیکردم ، به اینکه دوسه سال دیگه بدزدمت باهم بریم جنوب ، یه ماه بگردیم بریم از خوزستان و اهواز تا بلوچستان
من برم رو پوشش اون منطقه تحقیق کنم وداوطلبانه به بچه ها اموزش بدم
توبه مراکز درمانی سرکشی کنی وکمبودهاشونو بنویسی ، واسه زنای اون مناطق کارگاهای اموزش وسلامت جنسی بذاری ، باهم پول جمع کنیم ، من به رونق تولیدی های پارچه ولباس کمک کنم ، به مدارس کمک کنم ، توبه درمانشون ، حتی میتونی واسه بچه ها هم یسری کارگاه اموزشی کمک های اولیه بذاری ..
لباس جنوبیارو بپوشیم ، بریم لب دریا ، من واست کماکان بخونم ، ازکنار خیابون بندری کثیف بگیریم ، همه بدنمون پرماسه باشه و پوستمون سوخته ، .. .
اصلا بریم فستیوال موسیقی کوچه ، باهم یه مستند بسازیم از سفرمون ، سوار قایق موتوری بشیم وبریم جزیره خرچنگارو ببینیم ، بریم دلفینارو ببینیم ، بریم موزه نادعلیان من استاد نادعلیان وببینم
بریم ساحل سرخ هرمز ، از خاکش تویه شیشه کوچیک بریزیم از هرهفت رنگش ، بایه دوربین انالوگ ازت عکس بگیرم که داری میخندی وخورشید داره غروب میکنه ، اتیش روشن کنیم و اهنگای جیپسی هارو گوش کنیم
باادمای جدید اشنابشیم ، بریم قلیه ماهی بخوریم ، با صدفا گردنبند درست کنیم
بعدم بایه اتوبوس داغون و باکلی تجربه برگردیم
همه چیزی که میخوام درحال حاضر اینه
اهنگایی که قراره واست بخونم لینکشونوزیرمیذارم





ما را در سایت دست نوشته های معمولی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 56