سرگردان ترازهمیشه

خرید بک لینک
من به این باور ، رسیده ام که من هیچ کاری نمیتوانم بکنم . .

نمی توانم خوشنویسی رابه طور مداوم ادامه بدم ،

نمیتوانم چیزی که خودم یا حتی دیگران ازمن انتظار دارند باشم .. حتی نمیتوانم کمی ازان راباشم ..

کتاب نمیخوانم ، طراحی نمیکنم ، فیلم نمیبینم

این بود ان تابستان بسیارهیجان انگیزی که منتظرش بودم ؟

من ازخودم بدم می اید این رامیتوانم باقطعیت بگویم

احساس بیهودگی میکنم

وهروقت هم خواستم کاری راشروع کنم ، منِ بی اعتماد بنفس همیشگی قوی میشود

حتی اگر باان هم بجنگم وشکستش بدهم ، اطرافیانم مدام می گویند توازپس اینکاربر نمیای

من حتی نمیتوانم تورانگه دارم وبعد انتظارهای دیگرازخودم که خیلی مسخره است نه؟

ناامیدی هرروز مرا میکشد

دست نوشته های معمولی...

ما را در سایت دست نوشته های معمولی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 21:18

صفحه بندی