وببینید چی اومد :|
مرامهر سیه چشمان زسربیرون نخواهد شد
قضای اسمانست این ودیگرگون نخواهد شد
*
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کناربوس واغوشش چه گویم چون نخواهدشد
-_-
+
این بیتو هم حالا میفهمم ، ازیه شعرمعروف
{گفتم که بر خیالت راه نظرببندم
گفتاکه شبرواست او ازراه دیگراید }
دست نوشته های معمولی...ما را در سایت دست نوشته های معمولی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50